تبليغاتX
۞ضد مدرسه+باحال۞ - سلام

۞ضد مدرسه+باحال۞

مرده شور هر چی مدرسست رو ببرن

سلام خوبین!چه طورین بعد از یک هفته درد اورد!منو سمت راست وبلاگ به باد فنا رفته که مهم نیست درستش میکن!
اومدم یه چیزی بگم بعدا بازم مینویسم مدرسه ها رو سریعا کنسل کنید!و برید دنبال عشق و حال@ما که در حال انجام ماموریت هستیم!
یه خاطره ای بگم :دقیقا یادم نیست میخوام چی بگم!
یه معلمی داشتیم یه ترک نفهم!(البته به ترکها انصافا بر نخوره که من 50 % خونم ترکه! )
این معلم 2 هفته پیش امتحان گرفت هفته ی بعد که جواب امتحانها رو داد من نبودم ولی میدونستم همه ی بچه ها گند زدن و معلم گفته همه از روی برگه یک بار بنویسن!ما هم که حال همه چی را داریم جز تکلیف!
خلاصه:2 هفته بعد امتحان اومدیم! نگو که معلم عصبانی سریعا به این و اون گفتم که نوشتن؟دیدیم هیچکی ننوشته!جز دو سه تا که سرشون میرفت مشقشون نمیرفت!
دیدیم معلم وایساده دم در و صدا میزنه :
معلم:فلانی شارق یه پس گردنی یه لگد اتشین!
رسید به من !!منم خودم رو گرفتم صاف کردم کتم رو یه صدایی بهش دادم و رفتم انگار از کنار نوکرم رد میشم!خلاصه یه ضربه ای زد که ما چسبیدیم کف زمین!رفتیم بیرون پشت بچه ها و شروع کرد به زدن میگفت!:حسنچ(حسنک بود ها ولی نمیتونست بگه!)الان دل و رودت رو در میارم! ما رو میگی مردیم از خنده!
بعد یکی از دکه های لباسش کند گفت:میدونی چیه حسنچ!اینفدر میزنمت که مبیری این کند اینقدر میزنمت تا همش بکنه!بعد من به همون صورت اولیه رفتم جلو گفتم
آقا ما غایب بودیم! دوباره یه پس گردنی و یه لگد ولی ایندفعه به سوی کلاس در حال پرت شدن بودیم!
جالبیش اینه که این اتفاق در یکی از بهترین مدرسه های اصفهان اتفاق افتاد!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 16:41 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Infoکپی برداری از این وبلاگ بدون ذکر منبع پیگرد دارد قانونی و غیر قانونی دارد و عواقبش بر گردن خودتان است!
http://salardevilking.persiangig.ir/other/zedemadreseh/Zedemadreseh.png