من به همه این شب رو تبریک میگم و امیدوارم که بهتون خوش بگزره راستی تبریک میگیم به مدرسه ای ها که فردا جمعس!
کوتاه ترین مرد جهان برخورد توپ گلف نایک با چیزهای مخالف در ادامه ی مطلب!
وای اقا ما که مردیم (از عکس بالا معلومه) خلاصه دیگه همینجوری شد که بنگی رسوا شد تصویر بالا نشانگر این مطلب هست. ۱۰۰۰۰ بار هم ببینیش بازم دلت میخواد ببینیش (توجه : کسانی که اینو قبلا دیده بودن و چیزی نفهمیده بودن حق داشتن چون اصلا چیزی نبود که بخوان بفهمن ولی ژس از تلاش بسیار و مشکلات با این قالب پکیدمون موفق شدم)
عول به انتخابات راستی دیگه کی انتخابات داریم من که با این تعطیلی حالکردم حالا برای همین یه رکعت نماز ضدمدرسه بخونید: بسم الله الرحمن اررحیم و گفت وبلاگ ضد مدرسه این است قدرت خدای من قدرت تعطیلی این قدرت را ما ۲۵ اذر تازل کردیم و چنان شد که اهل درس به مدرسه نرفتند و همه ی ایران شادمان شد وپس ایمان اورید تا از این قدرتا بازم ناذل کنم پس قدرت ما پایان ناپزیر است در ضمن منظور از عول ایول است مکس توجه این مطلب همین جوری نوشته شده و هیچ منظوری به جز شادمان کردن دیگران نداشته ام
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ تقلب با پاکن:(این تقلب مخصوص تست و جاهای خالی است) سوال مورد نظر را نوشته و پاکن را به دوست خود میدهید البته باید از فبل با هم هماهنگ میکردین .اگه دیدین معلم داره میاد نوشته های روی پاکن رو پاک کنید! البته حتما دستتون باید مداد باشه نه خودکار!
که جمعه بود ازمون داشتیم منم رفتم بعدش که امروز بعنی شنبه باشه کارنامه رو تو مدرسه گرفتم خوب حالا گوش کنید دیدم عربی ۲۰ درصد بعدش یه چیزی دیدم چشمام گرد شد ۲۰ ـ درصد خوب بعدش جرات نکردم کارنامه رو بدم معلم عربی ولی بقیه درسای سخت که منم در اونا استاد هستم شدم ۸۷ درصد خوش باشی بای
*************************************************************** امروز اینقدر تقلب کردم که حد نداشت ! تو پست بعدی منتظر یک اتفاق جالب باشید
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ من مسول غذام تو مدرسه لیست بچه ها رو نوشتم گزاشتم توی جیبم بعد یادم رفت معلم جغرافی داشت امتحان میگرفت من گفتم اقا ما یه خودکار از یکی بگیریم؟گفت نه چشمت در اد میخواستی بیاری؟خاک بر سرت نکبت!!!!؟؟؟؟گفتم اقا!!!!حالا///گفت : تو که خودکار نداری یعنی دانش اموز نیستی و صفر میشی!حال گفتم اق بار اخرمونه!تو رو خدا بخشید!
خوش بگزره! سالار!!!
یه دومین جدید فعلا حال هیچی رو ندارم شاید برای پنجشنبه یه حالی بهتون بدم!بای!
ادامه مطلب
به سلام باز اقا امروز با بنگی یه تیری کل رفتم بعدش یه اعتراف بزرگی کرد که قول میدم تا حالا نکرده بود
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خلاصه کشیدم ولی اگه میدادم بهم میداد-۲ - خلاصه گفتم چی کار کنم چی کار نکنم!یه فکر به ذهنم زد !الکی میکشیدم که بچه ها شک نکن بعد رفتم موکت ها رو جمع کنن{رو موکت نشسته بودیم}دفتر نقاشیمم ورداشتم یواشکی بعد با موکتها بردم انداختم تو جایی که موکتها رو نگهداری میکنن!!!!بعد رفتم بالا گفتم فلانی تو دفتر منو ور داشتی؟ گفت نه!!گفتم تو چی؟! خلاصه شورع کردم به سوالهای بیخودی! اخرم هم سرم رو انداختم پایین گفتم گم شده دفترم! بعد معلمه عصبانی شد گفت : کی دفتر سالار رو برداشته!!!خلاصه یک حالی داد!
یه مطلب برای خانوم سیما پسر کش میزارم باحاله:
یه روز از حضرت ادم میپرسن تو که سیب(یا گندم) خوردی خدا چه عذابی نازل کرد گفت حوا رو به من داد.
اینو من همینجوری گذاشتم من اهل هیچ کدام نیستم نه ضد دختر نه ضد پسر
اخه هم پسر احمق داریم هم دختر احمق
مورد توجه خانوم پسر کش
خوب و خوش و سلامتی حالت چطوره؟
سلام بازم من برگشتم خیلی وقت بود ولی باور کنید هم حالشو نداشتم هم وقتشو
خوب جونم برات یگه که امروز گند زدم به مدرسه حالا بخون:
جونم براتون بگه من یه روزی در اثر رائ اوردن شدم شورا دوباره به علت رائ اوردن شدم رئیس شورا (که هنوز سرش با یکی از بچه ها اختلاف داریم که امید وارم من بشم چون نیازش دارم جیگر)
دیروز مدیر به من گفت : شما که هیچ کاری و فعالیتی نمیکنید .(ترجمه: شما نکبتا دارین چه غلتی میکنین.)
به منم بر خورد و دیشب یه مطلب طول و درازی تهیه کردم .(خدا شاهده پدرم داشت در میومد)
فرداش هم که و قتی زنگ اخر کلاس ما خورد مدیر منو دید گفت برو تو دفتر پای کامپیوتر اینا رو تایپ کن بعدشم پرینت
منم گفتم چشم
اقا چشمت روز بد نبینه 2 صفحه تایپ کردم
یکی از بچه ها اومد کارنامشو خواست منم دیده بودم معاون کجا میره و چی کار میکنه گفتم وایسا ببینم چی کار میتونم بکنم.
رفتم اسمو همه چیزشو پیدا کردم زدم پرینت
دیدم این داره همه ی کارنامه ها رو بیرون میده گوساله این چیه همه ی کارنامه های مدرسه اومد بیرون
پرینتر کثافت بمیری مگه زبون حالیش میشد هی کارنامه بیرون میداد منو میگی (به ترتیب رنگ: قرمز سفید بنفش صورتی و در اخر بنفش که سعی کردم رنگ خود را به حالت اولیه برگردانم
تا اومدم به خودم بجنبم 44 تا کارنامه اومده بود بیرون منم چه غلتی میکردم خدا یه فرشته فرستاد
(یمینی)یکی از دوستام تو اون کلاس اومد پایین گفتم اینا رو بر دار واسه خودت (علت پایین امدن او این بود: خشتک معلم در حین درس دادن جررررررررررر ... خورده بود. و دنبال منگنه و سوزن ته گرد میگشت )
خلاصه کارنامه ها رو دادیم بش گفتم برو حال کن.
تا اخر کار خودم رو تحویل دادم و موفق شدم.
حالا خدا کنه کسی متوجه نشه. (اخه کارنامه ی اونایی که پرینت بشه دیگه نمیتونن بگیرن )
فردا چه حالیه وایییییی من که پایه ی این کارام .
فعلا خوش باشی max
![]()
و غیر![]()
![]()
![]()




جالبه نه؟!
عکسهای
جالب


